سه شنبه, 20 آذر, 1397
عضویت

شما در اين صفحه هستيد >> مطالب  


31
تابستان سال 34 تبریز / محله قوريچای
تابستان سال 34 تبریز / محله قوريچای

اکبرآقا به هیکل نحیف وچهره دردمند همسرش نگاه کرد و صبورانه گفت« به خدا توکل کن!،توسل کن به حضرت زهرا ؛ ان شاا... که بهبود پیدا می کنی.»

زن زیر لب گفت: " یا زهرا " و بعد قطره اشکی از چشمان نگران و منتظرش به دامانش غلطید.

« می ترسم مثل سعید – که شیرم خشک شد – این هم از شیر مادر محروم شود.»

اکبر آقا، یک بار دیگر، به همسرش توصیه کرد که صبور باشد و از حضرت زهرا مــدد بخواهد ؛ آنگاه به قصد محل کار از خانه خارج شد. آن چنان با خود سخن می گفت که گویا با خدایش درد دل می کند: صبر و توکل سرمایه فقر است ولی برای تقویت بنیه ضعیف او...، خدایا ! خودت کمک کن. بدون عنایت تو، من – کارمند جزء اداره چه می توانم بکنم؟

از پله های اداره بــالا می رفت نگاه نافذ یک مرد روحانی که با تردید به او می نگـــریست، روی پله ها نگاهش داشت و مجبورش کرد که از حق دفاع کند. اندیشید: خدایا ! به این سید بگو که نان حرام از گلویم پایین نرفته، این نگاه چیست که به من دارد؟

چنین به نظر می رسد که آدمی از شاه شطرنج خوش شانس تر است. وقتی که از هر سو مهره های سیاه دشمن شاه را تهدید می کند تنها جای مناسب برای پادشاه، بیرون از صفحه شطرنج است که برای شاه، یعنی مات ! یعنی مرگ ! بازی چنین به پایان می رسد ولی خوشبختانه این موضوع درباره ما نادرست است.

وقتی که شش جهت در معرض ابتلا و امتحان الهی قرار می گیری و گریز گاهی نمی یابی وقتی سخنی به اوج می رسد و دیگر حرکتی در عرصه شطرنج زندگی نمی توانی بکنی آنگاه ناگهان حس می کنی که گذرگاه هفتمی هم وجود دارد که تو را به خود می خواند. این گذرگاه به کدام سوست.

ظاهرا هستی سه بعدی ما فقط شش جهت و وجه دارد. ولی گذرگاهی نیز وجود دارد که از میان این شش جهت می گذرد، از درون ما ! این مفر رهایی بخش خارج از میدان بازی پادشاه و وزیر است.

تا چه بازی رخ نماید بی دریغی خواهیم راند

عرصه شطرنج زندان را مجال شـــاه نیست

حافظ

بدین ترتیب – تازه پس از مات شدن شاه – بازی رندانه است رندانه انسان – که به گذرگاه هفتم آشناست – آغاز می شود و این در صورتی است که ما وقتی به ته کوچه عالم شهادت رسیدیم به عالم غیب واقف باشیم وگرنه ماییم و مقام شاهی و بن بست عالم شهادت شطرنج.

اکبر آقا – و همسرش – که مهر اهل بیت را از شیر مادر یافته بودند، این گــــذرگـــاه هفتم را خوب می شناختند. آنقدر خوب که لازم نبود به انتهای بن بست کوچه برسند. این را هم مثل شش جهت دیگر گذرگاه معمولی آنها بود ؛ ولی جالب این است که به این مفر که در بین اهل دنیا بسیار متروکه است در نزد آنان خیلی مطمئن تر از راه های دیگر بود و زهرای مرضیه (س) رازدارترین راهنمای این گذرگاه !

تعداد امتیازات: (1) Article Rating
تعداد مشاهده خبر: (1183)
کد خبر: 11
  • تابستان سال 34 تبریز / محله قوريچای

RSS comment feed نظرات ارسال شده

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.

ارسال نظر جدید

نام

ایمیل

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:






دات نت نیوک فارسی - دی ان ان فارسی - DnnExpert - DNN Farsi - DotNetNuke Farsi